به من که خیلی خوش گذشت٬ هر چند کمرم هنوز درد میکنه٬ از بس مهمون داشتیم
یه روز قبل از سال تحویل ۲۲ تا مهمون از شهرستان های مختلف داشتیم٬ روز عید ۱۰ نفر اضافه شدن و جمعا به ۳۲ نفر رسیدن و تا پنجم موندن.
تپل مسئول امور گرشگری و بازی و سرگرمی بود٬
مامان مدیر تدارکات٬ بابا هم از دور دستی بر آتش داشت.
تپل که این روزها تبدیل به آچار فرانسه خونه شده بود یک دوره مسابقه پینگ پنگ برگزار کرد که جایزه نفر اول ۰۰۰/۰۰۰/۵ ریال بود٬ تپل با اقتدار اول شد و بدون حتی یه گیم واگذار شده جایزه نقدی را ازان خود کرد.
روز پنجم خیلی غم انگیز بود٬ چون مهمانان یک به یک خونه تپل اینا رو ترک میکردن.
دلمون گرفته بود.
یکی دو روز بعد تلفن به صدا در اومدم٬ چهره مامان دیدنی بود ۳۵ نفر دیگه در راه خونه ما بودن
سری دوم مهمانان هم اومدن٬ یکی از قشنگترین بخش ماجرا خوابیدن بود٬ فرض کن دو نفر کنارت بخوابن و تا صبح با مشت و لگد ازت پذیرایی کنن!!! آآآخ کمرم
ترافیک شدید w.c هم واسه خودش حکایتی داشت
بعد از یکی دو روز سانس دوم مهمانداری ما هم تمام شد و مهیا شدیم برای ۱۳
امسال بر خلاف سالهای قبل که همیشه تنها بودیم سیزدمونو در کنار دوستان و اقوام به در کردیم٬
وای جاتون خالی رفتیم محلاتو ....
پ.ن۱: قبل از ۱۳ بازم تلفن زنگید و قرار بود سری سوم مهمانان هم روانه منزل ما شوند که موکول شد به بعد از ۱۳
پ.ن۲: روز ۱۴ بازم مهمون داشتیم تا آخر شب٬ فکر کــــــــــــــــن !!
پ.ن۳ : الان مشغول پذیرایی از سومین سری از مهمانان نوروزی هستیم
پ.ن۴ : تپل امسال هم عیدی داد و هم عیدی گرفت
نوشته شده توسط تپل ( توپول) در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
نوشته شده توسط تپل ( توپول) در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
لينك مطلب