shabe.darya@yahoo.com
۩۞۩ღ فقط به خاطر دلم ღ۩۞۩
"" تک ستاره اسمون دلم ""
جی ام آی
عاشق تو
پاییز همیشگی
دلهای پاک
بازی سرنوشت
احساسی به وسعت آسمون
همکلاسی
سس خور
تولد (27 اسفند)
سلاااااااااااااااااااااااااااام
اااوه !!! این چه بوییه؟
آهان بوی بهار میاد٬ بوی عید٬ عیدی گرفتن
و ...
بیست و دوم تولدم بود از همه بچه هایی که تو این وبلاگ بهم تبریک گفتن متشکرم امیدوارم بتونم جبران کنم.
از اونایی هم قصد داشتن بنویسن و ننوشتن ممنونم
بعضی ها هم کلا بی خبر از ماجرا بودن٬ اشکال نداره از بی خبری شما هم سپاسگزارم.
عمو حوراااااااااااا ممنونم به خاطر لطف بزرگت. قربون سیبیلای از بناگوش بیرون زدت.
قربون شیکم گندت![]()
این آپ در اصل به خاطر تبریک تولد یکی دیگست.
کسی که ۲۷ اسفند چند سال پیش به دنیا اومده٬ چند سالش مهم نیست٬ مهم اسفندی بودنشه!!!
شاعر میگه : زمستون فصل تولد تو٬ میخونم فقط به خاطر تو
دل من دیگه آروم نداره ٬ تو رو خواسته دیگه راهی نداره
شب تولدت باز مثل پارسال٬ بیقرارم بیقراری مثل هر سال
... ![]()
امشب تولدته ... جونم. منم دعوتم؟ پس چرا الان خونم؟ نکنه کارت تولد فرستادی به دست من نرسیده؟
شوخی میکنم اینا مهم نیست. مهم شاد بودنته. ایشااله همیشه شاد باشی.
راستی زیاد نرقصی ها . لاغر میشی٬ دیگه نمیتونم بهت بگم توپولی ![]()

پ.ن۱ : تا کی باید الکی خودمو شاد نشون بدم؟ ![]()
پ.ن۲:این باحالترین تبریکی بود که به دستم رسید: salam.tavalodet mobarak
شاید من پرتوقع باشم و انتظار داشتم یکی از نویسنده های همین وبلاگ پیامک طولانی تری بفرسته.
البته به قول خودش شاید میخواد به توپول رو نده.
لازانیا
سلام
این ایامو تسلیت میگم.
بعد عمری میخوام یه خاطره از خودم در وکنم.
ما تو خونه نشسته بودیم که یهو تلفنم زنگید.
عمه جون: توپول چطوری؟
توپول: خوبم عمه٬ در سلامتی کامل به سر میبرم هووو !!!
خلاصه پس از کلی صحبت به این نتیجه رسیدندی که من باید شام را خونه عمه جون میل کنمندی!
یه دوچرخه دربست گرفتمو رفتم خونه عمه!
اگه گفتی شام چی بود؟ خوب اسم این پست رو ببین خودت میفهمی.
جاتون خالی به اندازه سه نفرو نصفی خوردم.![]()
با اینکه تا سر حد مرگ خورده بودم کلی از غذا مونده بود.
دو نفر تو جمع ما کل انداختن که هر کی این ظرف لازانیا رو تا تهش بخوره جایزه داره.
منم که حساس٬ جو گیر شدمو گفتم: یا بازی یا بازی خراب.![]()
ناسلامتی من توپولما![]()
خلاصه مسابقه بین من و شوهر عمم شروع شد٬ بهم نگاه میکردیمو واسه اینکه کم نیاریم میخوردیم.
هر دومون جیره مورد نظر رو به پایان رسوندیم.
ولی چشتون روز بد نبینه.
بیچاره شوهر عمم تا صبح بالا میاورد٬ آخه کار هر کس نیست لازانیا خوردن٬ توپول شیکمو میخواهدو ...
با شکم ورم کرده خوابیدم و همش کابوس میدیدم که همه با ظرف لازانیا از جلوی من رد میشن میگن: بخورش
یو ه ه ه ه
صبح پاشدم دیدم کنار کیفم جایزه نقدی مسابقه رو قرار دادن.
خدا پدر مادرشونو بیامرزه
از اون شب تا حالا لازانیا نخوردم ![]()

پ.ن: کشور یاد شده در تصویر در کدام قاره قرار دارد؟
پاسخ های خود را به نشانی ما ارسال کنید.
نوشته شده توسط تپل ( توپول) در جمعه هفدهم اسفند 1386
بازی 2008
سلام
قرار بود در مورد غیبت و دروغ و اینجور چیزا بنویسم که بنابه دلایلی موکولش کردم به آینده ( تنبل خودتی
متنشو خیلی وقته نوشتم
)
بازم به یه بازی دعوت شدم به صورت مستقیم و غیر مستقیم !
سووووووووووووووت
خوب سوت شروع بازی هم به صدا در اومد
اولین سوال چیه؟ من آمادم.
خودتو معرفی کن: من توپولم
با توجه به شرایط لاغر هم میشم بعضی موقع ها هم کپلی میشم خواستگار زیاد دارم ولی دیگه قصد ازدواج ندارم![]()
فصل مورد علاقه : بهار ولی وقتی بهار میشه منتظر تابستون میشینم و به هنگام تابستون خدا خدا میکنم چرا پاییز نمیاد چون بعدش زمستونه٬ آخه زمستونو دوست دارم. عاشق برفم٬ وقتی یخ میزنم میگم: قربون تابستون!!
رنگ مورد علاقه : بستگی داره واسه چی باشه. در کل آبی و صورتی رو بیشترتر دوست دارم.
ولی اگه بخوام لباس بخرم مطمئنا رنگ دیگه ای انتخاب میکنم. مگه نه جی جی؟؟؟![]()
غذای مورد علاقه: هر چی مامانم درست کنه.
موسیقی مورد علاقه: جدید باشه باقیش مهم نیست. اوه نه مهمه٬
شاده شاد باشه! یا غمناک که از جدایی و نفرت بخونه: برو دیگه دوست ندارم![]()
بدترین ضدحالی که خوردم: کنکور ...
ناشیانه ترین کاری کردم: حالم خیلی بد بود مامانم مریض بود یهو همه جا سیاه شد با ماشین رفتم تو....
نمردم بابا٬ فقط لاستیک ترکید ![]()
بهترین خاطره: ۱. آشنایی با....(منم مثل خیلی ها نمیگم) خودت پرش کن ![]()
۲. مسافرت شمال سال ۸۵
کسی که بخوام ملاقات کنم: هنوز پیداش نکردم ![]()
کسی که نمیخوام ملاقات کنم: غیبت خوب نیست ![]()
برای کی دعا میکنم: برای کنکوری ها٬ برای جوونای دم بخت٬ برای جمیع آرزومندااا + هر کسی که بگه التماس دعا
موقعیت من در ده سال آینده: توپول تر از الان با سه تا همسر و یه دونه بچه٬ مشغول کار در معدن(اونجا مسافرکشی میکنم) بذار تو جیبمو نیگاه کنم سه تا بیلیط پاره شدست٬ اوه واسه سینماست من کی رفتم سینما؟!!
این سیگار برای کیه؟!!!! 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: بدون شرح (در مورد عکس)
نوشته شده توسط تپل ( توپول) در جمعه دهم اسفند 1386
کپي برداري از مطالب وبلاگ توپول فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by shabedarya.blogfa.com
Design This Web By MeYs@M @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM
نوشته شده توسط تپل ( توپول) در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
لينك مطلب